العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
229
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
را راه آشتى از طرف خود بجا بگذار كه اگر روزى ناچار شوى بسوى او برگردى بتوانى . اگر كسى براى تو گمان خوبى داشت از او بپذير ، حق برادرت را بواسطهى اعتمادى كه ميان تو و اوست تباه مكن زيرا كه براى تو برادرى نيست كه حقش را ادا كنى ، مردم تو شقىترين مردم نسبت به تو نيست ، به كسى كه به تو بىميلى كند ميل كن ، برادر تو نيرومندتر از تو بر جدائى تو نيست بر خويشاوندى و نميباشد در بدى قوىتر از نيكى نمودن ، نه در بخل نيرومندتر از تو در بخشش ، نه در تقصير نيرومندتر از تو در خوبى . البته بزرگ شمرده نشود بر تو ستم كسى كه در حق تو ستم مىكند زيرا كه ستمگر كوشش مىكند در زيان خود و بهرهى تو ، پاداش كسى كه ترا شاد مىكند بدى نيست ، روزى دو بخش است بخشى را بايد جستجو كنى ، بخشى ترا ميجويد اگر دنبالش هم نروى مىآيد ترا . پسرم بدان كه روزگار دگرگونىها دارد او را سخت نكوهش مكن و اندك مىشود در پيش مردم بهانهى آن ، چقدر زشت است فروتنى هنگام نياز و چقدر زشت است ستم هنگام بىنيازى ، همانا براى تو از دنيا آنقدر است كه آيندهات را شايسته كنى پس در راه حق انفاق كن و براى ديگرى پسانداز منما و اگر بر آنچه كه از دست رفته بيتابى كنى پس بيتابى كن بر آنچه كه بدست تو نرسيده زيرا كه كارها به يكديگر شباهت دارند و ناسپاسى مكن صاحب نعمت را زيرا كه ناسپاسى از مرضها كفر است ، عذر بپذير و مباش از آنان كه از اندرزها بهره نمىبرند ، همانا خردمند بادب پند ميگيرد و چهار پا بزدن ، حقشناس باش براى كسى كه برايت حقشناسى كند پست باشد يا بلند ، غمهاى وارد را از خويشتن دور كن به صبر و يقين خوب ، آنكه ميانه روى را واگذارد ستم كرده ، نيكوترين بهرهى مرد قناعت است ، بدترين همنشين مرد حسد است ، در كوتاهى نااميديست ، بخل نكوهش آورد ، همنشين بايد مناسب باشد ، دوست كسى است كه در پشت سر ترا نگهدارى كند ،